ای مهدی! ای امام
رهایی، دلهای پر ز درد در انتظار لحظه دیدار
می تپد.
ای ناخدای کشتی انسان، بیا، بیا بس خون حق طلب که به بی حرمتی بریخت، بی کمترین گناه، بس خانه ها که بر سر مردم خراب گشت، شد روزشان سیاه ای آخرین امام! کی می شود که آمده، برگیری انتقام! اینک در این جهان، هر سو شعار تفرقه انگیز دشمنان، هر دم هزار نغمه ز حلقوم « سامری » هر جا هزار دام، ز « قارون زرپرست » هر سو هزار معبد تاریک شرک و جهل، هر لحظه بانگ نا خوش « گوساله زرین » مردم اسیر دام و کمند تحیرند.
ای رهبر نجات ستمدیدگان ،... بیا ای آخرین پناه و امید جهان،... بیا
نوشته شده توسط زهرا در پنجشنبه 1390/05/13 ساعت 16:19 موضوع | لینک ثابت
فرازی از حدیث طولانی رسول خدا(ص) در فضیلت ماه مبارک رمضان
الا ای اهل ایمان!ماه خدا با رحمت و مغفرت و برکت به سوی شما روی آورده است.این ماه،ماه استغفار و ماه روزه و ماه دعاست.برشما باد درماه رمضان به فراوانی استغفارو دعا.دعای شما در این ماه به اجابت می رسد.
خداوند در هر شب ماه رمضان می گوید:"به عزت و جلالم سوگند!به فرشتگانم فرمان داده ام درهای آسمان ها را به روی بندگان دعا کننده ی من بگشایید"...
همانا جان های شما در گرو اعمال شماست.پس آن را با استغفار و طلب آمرزش از خداوند آزاد کنید! ...
از خواندن قرآن در این ماه و ماه های دیگر غافل مشو!چرا که قرآن دل را زنده می کند و از فحشا و زشتکاری و طغیان باز می دارد!
آری،ماه رمضان چونان میدان مسابقه ای برای رسیدن به رضایت پروردگار است و رسیدن به رضایت پروردگار،رمز وصول و تقرب به ساحت امام زمان (عج)است.
شیخ صدوق، فضائل الاشهر الثلاثه ص95-117
نوشته شده توسط زهرا در پنجشنبه 1390/05/13 ساعت 1:23 موضوع | لینک ثابت
ما خیل بندگانیم ما را تو می شناسی
هر چند بی زبانیم،ما را تو می شناسی
ویرانه ایم و در دل گنجی ز راز داریم
با آنکه بی نشانیم،ما را تو می شناسی
با هر کسی نگوئیم راز خموشی خویش
بیگانه با کسانیم ما را تو می شناسی
آئینه ایم و هر چند لب بسته ایم از خلق
بس رازها که دانیم ما را تو می شناسی
از قیل و قال بستند، گوش و زبان ما را
فارغ از این و آنیم ما را تو می شناسی
از ظن خویش هر کس، از ما فسانه ها گفت
چون نای بی زبانیم ما را تو می شناسی
در ما صفای طفلی، نفسرد از هیاهو
گلزار بی خزانیم ما را تو می شناسی
آئینه سان برابر گوئیم هر چه گوئیم
یکرو و یک زبانیم ما را تو می شناسی
خط نگه نویسد حال درون ما را
در چشم خود نهانیم ما را تو می شناسی
لب بسته چون حکیمان، سر خوش چو کودکانیم
هم پیر و هم جوانیم ما را تو می شناسی
با دُرد و صاف گیتی،گه سر خوش است گه غم
ما دُرد غم کشانیم ما را تو می شناسی
از وادی خموشی راهی به نیکروزی است
ما روز به،از آنیم ما را تو می شناسی
کس راز غیر،از ما نشنید بس امینیم
بهر کسان امانیم ما را تو می شناسی
"مقام معظم رهبری"
نوشته شده توسط زهرا در جمعه 1390/05/07 ساعت 13:23 موضوع | لینک ثابت
مدعی گوید که با یک گل نمی آید بهار
من گلی دارم که دنیا را گلستان می کند
***
هفته ها،ماه ها،سال ها...!
زمان در جنگل سبز نگاهت،رود گشته و پلک ها،باران حضورت را می جویند.
چندین بیابان،مانده تا در آبادی عشقت پای نهیم؟
تاول های دنیا پای رفتنمان را برید.با صوت الهی ات بنواز در آسمانی که در آغوش کشیده تو را،چرا که روح سر گشته ما،در پی شهاب های امدادت،خورشید هستی بخش را تمنا دارد.
افسوس،زنجیر پوشالی شیاطین هوس با نقاب های دروغین به سوی خودشان می کشاندمان.تنها تویی که می دانی اشک هایم تو را می خواند.در حضور فرشته های دعا برایمان دعا کن؛ای بهترین واژه بی تکرار!
یا مهدی!لحظه لحظه های عمرم،بی عطر یادت پوچ است.چشم های در خواب فرورفتگان؛بهارانتظار را در پاییز می نگرند وبهترین امید دردل های منتظران،طلوع پر درخشش خورشید کعبه ی عشق است.
خدا کند ساحل دیدگانمان،صبح دلنشین تو را نظاره گر باشد،ای پاک ترین چشمه سار حقیقت!
"یا صاحب الزمان (عج) عجل علی ظهورک"
نوشته شده توسط زهرا در شنبه 1390/04/25 ساعت 13:0 موضوع | لینک ثابت
سلام به دوستان عزیز
روز جوون رو به شما جوونای باغیرت ایرونی تبریک میگم.
امیدوارم تاحالا خوب جوونی کرده باشید.
"جوان عزیز،خدا رو شکر کنید که شما را از دوران حاکمیت دین خود بهره مند ساخته و جوانی شما را در چنین دورانی قرار داده است.
از این سرمایه ی عظیم یعنی جوانی برای خودسازی علمی و فکری و روحی استفاده کنید و مگذارید حتی یک ساعت از این بهار زندگی به هدر رودو صرف غفلت و لهو شود.ارده ی خود را تقویت کنید. با قرآن و عبادت و دعا و کتاب انس داشته باشید،ورزش روحی و جسمی را هم فراموش نکنید. با قرآن و عبادت و دعا و کتاب انس داشته باشید ،ورزش روحی و جسمی را هم فراموش نکنید.و این را به همه ی جوانان خوب و مومن بگویید."
والسلام علیکم
سید علی خامنه ای
نوشته شده توسط زهرا در پنجشنبه 1390/04/23 ساعت 12:43 موضوع | لینک ثابت
دست نوشته شهید احمدرضا احدی،رتبه اول کنکور سال 64 ساعتی قبل
از شهادت
چه کسی می تواند این معادله را حل کند؟چه کسی می داند فرود یک خمپاره قلب چند نفر را می درد؟چه کسی می داند جنگ یعنی سوختن،یعنی آتش،یعنی گریز به هرجا،به هرکجا که اینجا نباشد،یعنی اضطراب که کودکم کجاست،جوانم چه می کند،دخترم چه شد.به راستی ما کجای این سوال ها و جواب ها قرار گرفته ایم؟
کدام دختر دانشجویی که حتی حوصله ندارد عکس های جنگ را ببیند و اخبار آن را بشنود از قصه دختران معصوم سوسنگرد با خبر است؟
آن مظاهر شرم وحیا را چه کسی یاد می کند که بی شرمان زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپردند.
کدام پسر دانشجویی می داند هویزه کجاست؟چه کسی در هویزه جنگیده؟کشته شده و در آنجا دفن گردیده؟چه کسی است که معنی این جمله را درک کند:نبرد تن و تانک؟!اصلا چه کسی می داند تانک چیست؟چگونه سر 120دانشجوی مبارز و مظلوم زیر شنی های تانک له می شود؟
آیا می توانید این مساله را حل کنید؟گلوله ای از لوله دوشکا با سرعت اولیه خود از فاصله هزار متری شلیک می شود و در مقصد به حلقومی اصابت نموده و آن را سوراخ کرده و گذر می کند،حالا معلوم نمایید سر کجا افتاده است ؟کدام گریبان پاره می شود؟
کدام کودک در انزوا و خلوت اشک می ریزد؟و کدام کدام...؟توانستید؟
اگر نمی توانید این مسئله را با کمی دقت بیشتر حل کنید:
هواپیما یی با 1.5برابر سرعت صوت از ارتفاع 10متری سطح زمین،ماشین لندکروزی را که با سرعت در جاده مهران-دهلران حرکت می نماید،مورد اصابت موشک قرار می دهد،اگر از مقاومت هوا صرف نظر شود معلوم کنید کدام تن می سوزد؟کدام سر می پرد؟چگونه باید اجساد را از درون این آهن پاره له شده بیرون کشید؟چگونه باید آنها را غسل داد؟چگونه بخندیم ونگاه آن عزیزان را فراموش کنیم؟چگونه می توانیم در شهرمان بمانیم و فقط درس بخوانیم؟چگونه می توانیم درها را به روی خود ببندیم و چون موش در انبار کلمات کهنه کتاب لانه بگیریم؟
کدام مساله را حل می کنی؟ برای کدام امتحان درس می خوانی؟ به چه امید نفس می کشی؟کیف و کلاسورت را از چه پر می کنی؟
از خیال،از کتاب ،از لقب شامخ دکتر یا از آدامسی که هر روز مادرت در کیفت می گذارد؟کدام اضطراب جانت را می خورد؟ دیر رسیدن به اتوبوس،دیر رسیدن سر کلاس،نمره گرفتن؟ دلت را به چه چیز بسته ای؟به مدرک،به ماشین،به قبول شدن در حوزه فوق دکترا؟
" صفایی ندارد ارسطو شدن،خوشا پر کشیدن،پرستو شدن"
ای پسرک دانشجو،به تو چه مربوط است که خانواده ای در همسایگی تو داغدار شده است؟جوانی به خاک افتاده است؟
ای دخترک دانشجو،به تو چه مربوط است که دختران سوسنگرد را به اشک نشانده اند؟ و آنان را زنده به گور کرده اند؟هیچ می دانستی؟حتما نه!...هیچ آیا آنجا که کارون،دجله و فرات به هم گره می خورد،به دنبال آب گشته ای تا اندکی زبان خشکیده کودکی را تر کنی و آنگاه که قطره ای نمی یافتی با امیدهای فراوان به بالین آن کودک رفتی تا سیرابش کنی اما دیدی کودک دیگر آب نمی خورد!
اما تو اگر قاسم نیستی،اگرعلی اکبر نیستی،اگر جعفروعبدالله نیستی،لااقل حرمله مباش!که خدا هدیه حسین را پذیرفت و خون علی اکبر و علی اصغر را به زمین پس نداد.من نمی دانم که فردای قیامت این خون با حرمله چه خواهد کرد...
نوشته شده توسط زهرا در شنبه 1390/04/18 ساعت 2:25 موضوع | لینک ثابت
نور اقرا تابد از آیینه ام
کیست در غار حراء سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد(ص) می دهد
گوش تا آوای احمد بشنوید!
بانگ اقرا یا محمد(ص)بشنوید!
از حرا گلبانگ تهلیل آمده
دیده بگشایید جبرییل آمده!
یا محمد منجی عالم تویی
این مبارک نامه را خاتم تویی
ختم شد بر قامتت پیغمبری
این تو را باشد دلیل برتری
غیرت و مردانگی آیین توست
عزّت زن در حجاب دین توست
اولیا در محضرت استاده اند
انبیا پشت سرت استاده اند
ما تو را زهرای اطهر داده ایم
شیر مردی مثل حیدر داده ایم
ما تو را دادیم در بین همه
یک خدیجه، یک علی، یک فاطمه
تا قیامت جاودان آیین توست
فاطمه رمز بقای دین توست
سازگار(میثم)
نوشته شده توسط زهرا در پنجشنبه 1390/04/09 ساعت 0:22 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

گم شدم در خود نمیدانم کجا پیداشدم/شبنمی بودم ز دریا غرق در دریا شدم
سایه ای بودم از اول بر زمین افتاده خوار/راست کان خورشید پیدا گشت،ناپیدا شدم
نی مپرس از من سخن زیرا که چون پروانه ای/در فروغ شمع روی دوست،نا پروا شدم
فهرست اصلی
دوستان
روشنایی شب
یاحسین(ع)
چلچله
این سرخ تلخ
فراز
فصل وصال
منجی
بشارت
تراوشات دل
بسیجی دانشجو
پشت خاکریزهای امروز...
انتظارفرج
قلم
رهبرعزیزم
تبیان
بنده ی عشق
ظهوربسیارنزدیک است
ماه
یازهرا
ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم
یاعلی
بدانیم
تو که یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد....
نوشته های پیشین
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
طراح قالب
POWERED BY